هوای شهر بهاری ولی غم انگیز استبهار اگر تو نباشی شبیه پائیز استدلم هوای تو کرده چه میشود آییببین که کاسه صبرم ز غصه لبریز استقسم به عصمت زهرا کسی که در قلبشولایت تو ندارد فقیر و بی چیز استبه انتظار قدومت مسافر زهراببین که جمعه به جمعه گدا سحر خیز استبه عالمی نفروشم دمی ز حالم راکه انتظار فرج قیمتی ترین چیز استشنیده ام که به سختی جدا شدند از همدر شکسته که با مادرت گلاویز استفقط تویی که زیارت نموده ای هر شبامام زاده ی نازی که بین دهلیز استیگانه مرهم یاس شکسته سینه بیاغریب خسته دل و دلبر مدینه بیا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 15:16 توسط الهام
|
ن والقلم وما یسطرون